ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۸, چهارشنبه

نگاه من بعد از ٣٣ سال به رهبری مجاهدین خلق ایران


 
من بعد از ٣٣ سال دوباره با شور و اشتیاق به حمایت و باور به  آقای مسعود رجوی رسیدم ، چگونه ؟
قبل از شروع بایدازخانومها( عاطفه و عفت ... نقطه چین بعلت محترم بودن این فامیل است که چون در اینجا معنی ندارد به نقطه اکتفا شده است ) و آقایان (اسماعیل وفا یغمایی ، مازیار ....وعلی ناظر و ایرج مصداقی ) که در رسیدن به این مهم ندانسته  کمکم کرده اند تشکر کنم که قبل از ان و شاید در آینده نا معلوم در حین حمایت از مقاومت در مورد آقای رجوی سکوتم ادامه دار بود که البته دلیل به هیچ عنوان شخصی نیست و به راهکار و تابلوئی برای انقلاب مربوط میشود که من فکر میکنم شاید بهتر است و این به هیچ عنوان خللی در حمایت من از مجاهدین پیش نیاورده و نخواهد آورد و همینطور ممکن است که من در مورد این نقشه مسیر اشتباه هم داشته باشم ، اماکاری که نامبردگان کردند که در ادامه توضیح خواهم داد ، باز کردن عمق شکاف دو دیدگاه و همینطور تفاوت دو  نوع زندگی بود که از یادم رفته بود ، زمانی که اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود من هم به مانند تمامی مخالفان انحصار طلبی و فاشیسم خمینی به حمایت از آقای رجوی پرداخته بودم و در خیابان اسکندری عکس ٦ متری آقای رجوی را گذاشته بودم و شبها در حالی که یک سگ ولگرد رفیق و همراهم شده بود در خطرناکترین مکانها از کمیته تا پادگانهای نظامی ، رییس جمهور مردم ایران رجوی و از این قبیل چیزها مینوشتم و یادم نمیرود که سگ ولگرد همراهم بوسیله سگهای پادگان که برای من ول کرده بودند زخمی شد به هر حال زندگی خیابانی بود و به عشق مردمان شب و روزرا میگذراندیم ، چیزی که در ان زمان بسیار بارز بود شکاف عمیق مردم و آرزوها و نگرششان با حکومت واپس گرا و ضد خلقی خمینی بود به هر حال چیز وسطی وجود نداشت و نمیتوانست وجود داشته باشد و با دغل بازی نقش بازی کند اما بعد از سرکوبهای وحشتناک و غیر قابل تصور  خمینی به مرور وسطی ها سر و کله شان پیدا میشود و رژیم هم بنا به ماهیت فاشیستی خودش شروع به بهره بردن از فرصت طلبها بر علیه تنها مقاومت بزرگ سازمان یافته میکند به هر حال خیلی از نزدیکان رژیم قبلی به سینه زدن برای  رژیم فعلی مشغول میشوند و کراواتی ها هم خرید تیغ را از اقلام خرید خود حذف میکنند ، با این نه چندان خلاصه ٢٣٠ کلمه ای به نامبردگان بالا میپردازم در مورد این آقای یغمائی راستش من مقصر این شخص را نمیدانم چون او همین کارکتری هست که از خودش نشان میدهد و پی بردن به این موضوع کار سختی هم نیست من فکر میکنم که بعضی ها را نباید وارد بازی کرد اما از طرف دیگر یک خر لنگ را لنگ لنگان به دنبال قافله کشیدن با همه جفتکها یش .. ١- این خودش هنر است که برایم برجسته شد ، بعد از ان داستان کمپینی بود که به زبان ساده خواهان این شده بود که اهالی کمپ لیبرتی که یک سال در آنجا بدون هیچ جابجایی به کشور دیگر زیر موشک باران رژیم ایران به همکاری عراق و چراغ سبز آمریکا قرار داشتند به اصراری نشدنی سرگرم شوند که اگر میخواست بشود تا الان شده بود تا به جای بازگشت به اشرف به کشور دیگر انتقال پیدا کنند تا خیال خامنه ای هم راحت شود و شاید که یکی از این موشک پرانیها به زندان لیبرتی به برادرشان  هم اصابت کند و این خانوم و ان یکی خواهر حامی اش را به مانند ایت الله  محمدی گیلانی در مرگ برادرشان خوشحال کند ، ٢- این اندازه از وقاحت و سنگدلی از خاطرم رفته بود و دوباره برایم برجسته شد ، سپس گروه ارکستر بد مضراب آخوند مصلحی با مازیار ... به شکنجه گاه سرمی زند  تا به زنان زندانی تجاوز کند و دریدگی کند و به ناموس و حریم خلق ایران به جرم تعهد به خلق و آرمان مردم ایران تجاوز کند ، من ان مطلبی را که خواهر بزرگوارم گذاشته بود ، دیدم ، بقض  کردم و شجاعت اش را  تحسینش کردم ،٣- این نوع از خونخواربودن  و صفت  لاجوردی و سعید امامی را داشتن برایم برجسته شد ، نفر بعدی علی ناظر به شکنجه گاه میاید استخوانهای شکسته را میبیند و به زندانی میگوید اعتراض نکن یعنی اگر گفتی اخ این یعنی که اندیشه حاکم بر تو خوب نیست یا به عبارت دیگر چرا اندیشه حاکم بر شما ، مبارزه است و همبستگی دارید و چرا این اتفاق را هر روز گسترده تر میکنید به نوعی  دیگر با ژست دفاع از تو میاید محکم تو را از پشت  میگیرد تا خمینی بتواند به تو حمله کند ،٤- این روشنفکر نماهای ملاپسند  و مدعیان بی خاصیت در دیار فرنگ برایم برجسته شد ، رقاص این ارکستر ایرج مصداقی از ابتدا با این سناریو که تعداد قتل عام زندانیان سیاسی ٣٠ هزار نفر نبوده و کمتر بوده میاید و به عبارت دیگر از همان روز اول میگوید که سازمان مجاهدین دروغگو است در ادامه به امور زیارت و سیاحت افراد تیف که به مسافرت تفریحی یک هفته ای هم به ایران انجمن نجات رفته اند ، اشتغال پیدا میکند وبه این بیچاره ها که در تیف تبدیل به موش آزمایشگاهی روانشناسان امورضد تروریسم آمریکا شده بودند ، میخندد و تحقیر این بیچارگان را دو چندان میکند   ٥-این وسطی ها که اگر شهامت داشتند به جای لاجوردی مینشستند و این منیت های تو خالی اینها  برایم برجسته شد .
رژیمی که تا ٢٢ جون ساعتها را با پتک له میکند چون کشنده بودن زمان بیشتر  از هر وقت دیگر بارز شده ، تا ٥ هفته دیگر انتصابات ریاست جمهوری رژیم است ، وزیر امور خارجه آمریکا از مجلس سنا خواسته که تا ان وقت تحریمها را شدید نکند ، حرف بسیار مشخص است یا جام زهر همین الان واثبات و نشان دادن ان درمهره مورد نظر آمریکا و سر کار آوردن رئیس جمهور آمریکایی مطلق  و یا تنبیه بیشتر  و بیشتر ، هر مسیری که رژیم در پیش بگیرد ، با مقاومت سازمان یافته ای طرف است که همه فن حریف است ، اگر به جام زهر که هزاران برابر کشنده تر از زهر خمینی است ، تن دهد که با اقتدار سیاسی مجاهدین روبرو میشود و اگر راه دیگر را پیش گیرد که ارتش آزادیبخش بر اساس همین استراتژی بوجود آمده است و تا ان زمان هم باید از این  وسطی های مفلوک خواست و خواهش کرد که لطفآ  قبل از سرنگونی رژیم به افشاء بیشتر خود بپردازند .
 من صدای پارس سگهای پادگان را دوباره به وسیله اینها شنیدم و تفاوت خلق و ضد خلق به وضوح خودش را نشان داد و چهره زشت و کریه خمینی  به واضحتر ین شکل نمایان گردید ، در یک طرف خمینی بود و تمامی ضد ارزشها و در طرف دیگر آقای مسعود رجوی بود  با تمامی شعو ر و آگاهی و خصایص با ارزش خلقی و انسانی و سمبل ایستادگی و مبارزه و مجاهدت و سر خم نکردن به دو رژیم  و امید به پیروزی را  زنده نگه داشتن با تعهد و وفا به  خلق  و صدق و پرداخت بها و اینجا بود که من بعد از ٣٣ سال دوباره به آقای مسعود رجوی و رهبریت مجاهدین خلق ایران ایما ن آوردم
فرهاد علیپور

۱ نظر:

  1. البته بعد از نوشتن این مطلب , آقای علی ناظر در تحلیل خودشان از صحنه , تجدید نظر کردند , و این نکته هم لازم به گفتن است که آقای ناظر گاهی بی مهری مخصوصی دارند ولی به مانند ایرج مصداقی و خواهران عاطفه و عفت از مزدوران وزارت اطلاعات نیست

    پاسخحذف